احمد شاملو

احمد شاملو
با قامتی به بلندی فریاد
احمد شاملو پس از نیما یوشیج یکی از تاثیرگذارترین شاعران در روند تحویل شعر نو ایران است. او با آوردن سبکی نو در شعر به نام « شعر سپید» شعر فارسی را از قید اوزان عروضی آزاد کرد، و با تاکید بر موسیقی درونی کلام نوعی از شعر را ارایه داد که در نثر کهن فارسی ریشه دارد. این شاعر بزرگ در 3 مرداد سال 1379 چشم از جهان فروبست و جامعه ادبی ایران را در داخل و خارج از کشور سوگوار کرد.
پردگیان باغ از پس معجر
عابر خسته را
به آستین سبز
بوسه‌یی می‌فرستند

برگرده باد
گرده بویی دیگر است
درخت تناور
امسال
چه میوه خواهد داد
تا پرندگان را
به قفس نیاز نماند؟
چه انتظار پر تردیدی با شاعر است! چه انتظار خاطر آزاری، در این شعر، با شاعر است و با ما: بوسه‌ی سبز "از پس معجر" و بوی دیگرگون "گرده‌یی" بر "گرده باد" نوید.
میوه باران درختی‌ست، اما اگر این میوه ز قومی باشد تلخ که چینه دان را بگذارد، پرنده را کنج حرمان در امان قفس بس!
تعبیری که از این شعر شاملو دارم انگار که فشرده ذات تمامیت طلب اوست، ذاتی که به اندک یا ناتمام خرسند نمی‌شود: در هنر "همه" می‌خواهد یا "هیچ".

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو علی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام علیکم [گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ارد بزرگ : اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . کنفوسیوس : دانش کهن را بیاموز و دانش نو فراگیر تا شایسته آموزگاری باشی . وین دایر : رنج از خواسته ها سرچشمه می گیرد . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بهزاد

درود شب مانده و پروانه ی من منتظر است تا صبح غزل خانه ی من منتظر است هر گاه دلت هوای باریدن داشت برگرد بیا شانه من منتظر است متشکرم از حضورتان فرموده بودید سر نمیزنم سعادت نداشتیم لطف بفرمایید هر کوقع که وبلاگ را به روز کردین ف مارو بی خبر نذارید سبز باشید یا علی [گل]

بهزاد

درود شب مانده و پروانه ی من منتظر است تا صبح غزل خانه ی من منتظر است هر گاه دلت هوای باریدن داشت برگرد بیا شانه من منتظر است (شعر از خانم مریم حقیقت) متشکرم از حضورتان فرموده بودید سر نمیزنم سعادت نداشتیم لطف بفرمایید هر موقع که وبلاگ را به روز کردین مارو بی خبر نذارید سبز باشید یا علی [گل]

بهزاد

درود شب مانده و پروانه ی من منتظر است تا صبح غزل خانه ی من منتظر است هر گاه دلت هوای باریدن داشت برگرد بیا شانه من منتظر است (شعر از خانوم مریم حقیقت) متشکرم از حضورتان فرموده بودید سر نمیزنم سعادت نداشتیم لطف بفرمایید هر موقع که وبلاگ را به روز کردین مارو بی خبر نذارید سبز باشید یا علی [گل]

فرزین کشاورز (خطر ریزش طنز!)

سلام دوست خوبم یاد احمد شاملو گراکمی باد و ممنون از شما و این یادنوشت زیباتون از حضورتون در وبلاگم ممنونم [لبخند]

صبورانه

باسلام فرصتم اندک است باز برای خواندن می آیم...زنده باشید[گل]

مژده ژیان

درود و سپاس حضور پر مهرتان را جناب طبا طبایی سر بلند و پایدار باشید.

محمد

به کلبه ما هم بیا استاد....یک خرده جونا رو بیشتر بشناسی بد نیست دنیا جای گل و بلبل نیست بیا...

محمد

منتظر حضورت هستم....

فلک را سقف بشکافیم

سلام سید خوبین؟؟ ایام به کامه؟ از ان که با حضورتون کلبه کوچیک ما رو نورانی میکنید خوشحالم و تشکر میکنم آقا سید من شما رو ندیدم اما هر روز ، هر بار وبلاگمو باز میکنم به وبلاگتون سر میزنم اگه دستتون به یا دلتون به حرم حضرت عشق رسید ما رو عهم دعا کنید