شعری نو از پسری با پدری شاعر

علفزاز

       با موهای سبزٍ ژولیده در باد

کوه

      با موهای قهوه ایِ یکدست

رودخانه

    با گیره های سرخِ ماهی

                                  بر موهاش

 

هیچکدام را ندیده

حق دارد نمی خواند

                        این پرنده ی کوچک

 

تهران کلاه بزرگی ست

که بر  سر زمین گذاشته ایم

 

/ 45 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید پارسا

سلام سید جان عصر پنجشنبه ی حضرتعالی بخیر و نیکی در مورد اون کامنت کذائی که فردی با نام مستعار حاج آقا براتون گذاشته خواستم بگم با این دسته از آدما هم کلام شدن هم اتلاف وقته . رهاشون کنید در همون عالم بیهوده شون . حتی پاسخ هم ندید به این دسته از آدما . اصل اینه که ما و همه ی بچه هایی که میان اینجا شما رو خییییییییییییییییلی خیلی بیشتر از این حرفا قبول دارن عزیز بزرگوار . فدای دل دریاییتون بشم که مثل جد بزرگوارتون به خم ابرو هم نمی آرید این مسائل رو . زیاده قربانتان : پارسا

محمدعلی

آرامش چیست ؟ نگاهی به گذشته و شکر خدا نگاهی به آینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سرشار از بو خدا به کلبه درویشی من هم سری بزنید و نظر یدهید البته خصوصی نباشه در دو نظر سنجی شرکت کنید من اماده تبادل لینک هستم بگین با چه اسمی لینک تون کنم

يک تن

سلام اقاي طباطبايي من فکر کنم اين شعر احتمالا" از پسر خودتون باشه شعر قشنگي بود[گل]

باران

وَقتي چِشــمانم را رويِ هم می گــذارم خــواب مرا نِمــ ـيـبَــرَد تــو را مي‌ آورد ! از ميان فرسَــنــگــ‌ ها ... فـ ـا صـ ـلـ ـه

باران

وَقتي چِشــمانم را رويِ هم می گــذارم خــواب مرا نِمــ ـيـبَــرَد تــو را مي‌ آورد ! از ميان فرسَــنــگــ‌ ها ... فـ ـا صـ ـلـ ـه

طیبه

[گل]

فرشید

درود بر استاد خودم. راستش جنابعالی اینقدر در ارتباط با هرموضوع مبسوط و کامل و بجا صحبت میکنید که شهامت هرگونه اظهار نظری را از من یکی، می گیرید ولی با این حال برای اینکه من هم حرفی زده باشم، باید بگویم: زندگی ،تماما" یک شوخی بیش نیست.و خنده بزرگترین و بهترین کاری است که یک نفر میتواند برای شکرگزاری از نعمات پروردگارش انجام دهد. اما طنز که از زمان مشروطیت به بعد تحولی در ادبیات ایران بوجود آورد.و طنز پردازان بزرگ از همین زمان رشد کرده و به اوج خود رسیدند در واقع نه که طنز بلکه واقعیت تلخی را به تصویر میکشد که همواره دیکتاتورها و حکام مستبد نیز با آن به مبارزه برخاسته اند.طنزبه عقیده من ،گریه کردن در قالب خنده است.که جنبه ها و ابعاد زشت،نابهنجار،مفاسد سیاسی و واقعیات غمناک روزگار را به چالش میکشد. و خنده ایی را هم که تولید میکنداز گریه درناک تر است. بازهم جسارت بنده را ببخشید.[گل]