درک دقیق

کودک که بودم

نقاشی ام تنها به کشیدن خانه ای بود

با دودکش که در هر فصلی دود میکرد

حتی چله تابستان

ادم هایم همه لاغر و نحیف

با دهانی بسته

دستانی خالی

حالا که خوب مینگرم

چه درک واقعی از انسانها داشتم

در دوران کودکی ام

 

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد .

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام ممنون از حضورتان مطلب فوق العاده ای بود خدا قوت [گل][گل][گل][گل][گل][گل] خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل] تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث مبارک باد [گل][گل][گل][گل][گل][گل] بعثت نه این سرور، سرور ولایت است مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است [گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام بر مبعث، عید بزرگ نجات از حیرت و سرگردانی، عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ظلم، عید بیداری و تعهّد، عید هدایت بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

سارا

سلام عیدتون مبارک امیدوارم عید خوبی داشته باشین[لبخند]

Sahar

[دست][دست] درود آقای طباطبایی آزاد عزیز واقعا دلنشین بود[دست][دست] لذت بردم[گل] با آرزوی هرآنچه نیکوست[گل] تا بعد بدرود[خداحافظ]

....

کودکیم را با عطر عروسک دختر همسایه به یاد می آورم! با زین قرمز دوچرخه ی پسر همسایه که گویی هزاران ستاره در آن چشمک می زدند! با گل و گیره های جورواجور دختر همسایه که همیشه جایشان روی موهایم خالی بود! با کارت پستالهایی که برای تبریک سال نو می خریدیم تا بعد از نوروز به دوستانمان هدیه دهیم! با در رفتن از خواب ظهرهای داغ تابستان در زیر خنکای باد کولر! با خانه ای بزرگ و چوبی که دورتادورش را باغی سرسبز پوشانده بود! با پدر و مادری که عمر خوشیشان کوتاه بود و .... این روزها چقدر دلم هوای کودکیم را کرده!! ای کاش در همان جاده گم می شدم!! ای کاش....

زهرا

عيدت مبارك سيد نازنين . [گل] راستي چرا همه ي كودكان نقاشي ها يشان مثل نقاشي كودكي تو بود . يك كلبه با يك دودكش كه در هرفصلي دود مي كرد. و آدمك هاي لاغر وساكت . خب يك درخت هم بود و يك نهر آب با خورشيد كه بالاي كوه خودنمايي مي كرد .

خورشی نیمه شب

سلام شعر زیبایی نوشته ای ...اما شاید امروزه لاغر نحیف باشند بعضی آنقدر در دنیا پرستی غرق می شوند نزدیک است شکمشان بترکد ..

عسل

کاش آدم ها هم از نقاشی بچه ها درک درستی داشتند.

عسل

سلام عیدتون هم مبارک

r.sin

با سلام فوق العاده بود[گل]