نقد و بررسی احوال ایرج 3

قبل از هر چیز بایستی 27 شهریور روز بزرگداشت شعر فارسی را به همه  ادب دوستان این مرزو بوم تبریک بگویم و فعلا به دلیل عدم انقطاع  مجموعه نقد و بررسی احوال  ایرج این بی مهری دولت و دولتمردان و مدیران فرهنگی را به روزهای اینده موکول نموده و مقاله ای شایسته درباره ناتوانی مدیران فرهنگی خواهم نوشت

بارها از خود سئوال کردم

آیا ایرج صرفا زبان ساده وروان و عامیانه ی مورد استفاده اش را برای برتری جوئی فخیمانه ی ادبی اینکه طرز نویی فکنده باشد استفاده می کند یا در پس پرده ، توجه او به مخاطب و نحوه ی انتقال پیام روشنگر خویش است ؟ در دروه ای که مردم در فساد اخلاقی ، خواب آلودگی سیاسی ، و هزار نوع بدبختی دیگر دست و پا می زنند استفاده از زبان خود ایشان زبان کوچه وبازار ، چه از نظر قالب سخن و چه اصطلاحات و مفاهیم اعتقادی و عملی ، که بیشترین قشر در ایران آن روز هستند طریقه ای برای روشنگری وادای مسئولیت اجتماعی یک انسان روشن فکر آن روز است .

توجه داشته باشیم تا کسی به زشت بودن  عمل خود پی نبرد دست از آن نمی کشد و گاهی عریانی حقیقت وبه تصویر کشیدن حقایق وواقعیتها به زبانی زننده بهترین راه علاج این گونه معضل ها ست چنانچه مولانا اعتقاد دارد گاهی می توان از بدی به عنوان نماینده نیکی استفاده کرد و در تعلیم و تربیت به کاربست .

 دیدم آن ی نره خره                                                   رفت در زیر لحاف پسره

من چو بشنیدم از او این تقریر                                           شد جوان در نظرم عالم پیر !

هر چه از خلق نکو بشنیدم                                              عملا بین رفیقان دیدم !

معنی خلق در ایران این است                                          بد بود هر که به ما بدبین است !!!

هرکه دم بیشتر از خلق زند                                             قصدش این است که تا بیخ کند !

«قمستی از انقلاب ادبی»

درست همین عامل یعنی آمیختن طنز هز گونه به این ادبیات است  که از شدت وحدت آن می کاهد :

«(ایرج) … حتی با اینکه خود از شاهزادگان متعصب قاجار است ، وقتی حوصله اش سر می رود کلمات تند و جسورانه ای را بر زبان می آوردکه :

 فکر شاه فطنی باید کرد                                                شاه ما گنده و گول و خراف است

با این همه سخن ایرج چنانچه می بینیم آن شدت و حدت سخنان عشقی و عارف و فرخی را ندارد وگویی سیاله ی هزل و شوخ طبعی که در زیر رگ  پوست کلام دویده آتش جدی ترین اعتراضات او را سرد و خاموش می کند (؟!) ونوعی ظرافت و ملایمت بدان می بخشد

استفاده از کلماتی که خود بار شوخی و طنز دارند برای اولین بار در دیوان ایرج به چشم می خورد که آرین پور نیز بد آنها اشاره می کند کلماتی که هم عصران او چه در جد و چه در هزل از استفاده ی آن اجتناب می کردند ؛

اخم ، الدنگ ، بام زدن ، پک و پوز، پوچ ، جرزدن ، جفتک زدن ،جفنگ ،چرت ،چک زدن ، چموش ، دستپاچه، شلم شوربا ، غرغر کردن ، قر زدن ، لاس زدن ، لوس ، لوند ، ماچ کردن ، وکلماتی که با زبان عامیانه ی کوچه و بازار هم طراز بوده وبرای انتقال مفهوم مناسب است .

 اما کار به همین جا ختم نمی شود ما نویسندگان دیگری رانیز داشته ایم که بدین قدر سعه صدر نداشته اند تا خوب و بد را کنار هم بیاورند و سید هادی حائری در جواب مهدی اخوان ثالث که گویا با همان زبان طنز آلودش اشاراتی را در مورد کتاب افکار و آثار ایرج میرزا داشته است حکم قطعی را چنین صادر می کند حکمی که تا همین امروز هم با همان طرز تفکر قبلی اجرا می شود

 « همه می دانند ایرج میرزا شعرهائی هم دارد که از نظر اخلاقی می توان به آنها عیب گرفت ولی بهتر است که این گونه اشعار او بکلی نادیده گرفته شود نه اینکه در یک روزنامه ای کثیر الانتشارمنتشر شود …»

این عزیر در ادامه همین سلسله تفکرات اشعار هزل را اصولا ازایرج نمی داند (؟!) و سعی می کند تا سرودن این اشعار را به دو شاعر به نامهای مکرم اصفهانی و خاکشیر اصفهانی منتصب نماید .

 براستی اگر بر اساس همین فکر شروع به تصفیه ی اشعار هزل حال فرقی نمی کند چه آنها که واقعا هزل به معنای فردی وانتقال جویانه وهتاکی آن باشد چه در خدمت طنز و آرمانگرایانه ی آن بپردازیم ، چه رخ خواهد داد : عبید زاکانی ، سعدی ، سنائی ، صابر وحتی قسمتهائی از مثنوی مولانا نیز باید به تاراج رود! تا ادب ادبیات اطو کشیده ی آقایان حفظ شود !- براستی چه کسی سوراخ دعا را کم کرده است ؟

وچه زیبا می سراید بهار که : سر به سر تصنیف عارف نیک بود/ سبک عشقی هم بدان نزدیک بود / شعر ایرج شیک بو ایرج پیرو قائم مقام /کرده از او سبک ولفظ و فکر، وام / عارف و عشقی عوام /؛ ج / طنز (آمیخته به هزل ) در دیوان ایرج :

 چنانچه گفتیم زبان ایرج زباین است پخته  ، اندیشه اش نیز ؛ مشروطه زمانی رخ می دهد که او در آستانه 34 سالگی است ؛ از سفر فرنگ برگشته و پیشرفت کشورهای غربی را دیده است . او در قطعات مادر و کودکانه ای خود به خوبی نشان می دهد که به زبان شعر مسلط است . می داند با چه گروهی چگونه صحبت کند ، واین مشخصه ی  اشعار اوست . به نحوی با روانشناسی مخاطب آشناست وبه همین دلیل اشعار غیر طنز او هم از سالهای سال حتی بدون اینکه نامی در حوزه ی ادبیات آموزشی ایران داشته باشند ورد زبانهاست . از « داشت عباس قلی خان پسری » گرفته تا »گویند چوزاد مادر «؛

»آشنائی با زبان فراسوی ودیدن زندگی مردم اروپا ایرج را مردی آزاد فکر ، متجدد ، وترقی خواه بار آورده بود . علاوه براین شجاعت اخلاقی او موجب شده که تقیه را در ابزار عقاید خود به یک سو نهد و آنچه نامناسب ببیند به مردم یادآوری کند وعیب ها و نقص هائی را که مایه ی بدبختی مردم ایران می داند با صراحت تمام بدآنها گوشزد نمایددر این روزگار است که ایرج از تعارف های بیهوده ، رم کردن اهل مجلس از یکدیگر ، برخاستن جلوی پای واردان مجلس ، از سینه زنی و تیغ زنی و قمه زنی ، ازعشق بازی وداشتن رابطه جنسی با هم جنس ، از دروغ وریا ونفاق ، دوروئی ، از حیله بازی سیاست پیشه گان ، ونظایر آنها به سختی انتقاد می کند ومانند آموزگاری مجرب ودانا به فرزند خویش و نوباوگان ایرانی درس زندگی و آداب معاشرت می دهد …«

/ 22 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام مهربان ، ممنون از مطلبت ، برایم تازه گی داشت [لبخند] .

پیمان

سلام،ممنون سید جان به درد م خورد. دمت گرم خی خیلی ممنون. خداقوت_پیمان

فرياد

سلام مرسي كه خبرم كرديد خيلي عالي بود ممنون[لبخند][گل]

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام ممنون از حضورتان من هم به نوبه خویش تبریک میگم به مناسبت این روز که مصادف هم هست با بزرگداشت استاد شهریار شعر منتشر نشده ای از شهريار تقدیم تان میکنم درباره رهبر معظم انقلاب اسلامی راستان دست چپ از وي بوسند كه خدا بوسد از او دست براست در امامت به نماز جمعه صد هزارش بخدا دست دعاست من بيان هنرم، يك دل و بس او عيان هنر از سر تا پاست او شب و روز براي اسلام پاي پويا و زبان گوياست او چه بازوي قوي و محكم با امامي كه ره و رهبر ماست شهريارا سري افراز به عرش كو نگاهيش به (حيدربابا) ست تبريز- دوازدهم ذي‌الحجه/ 1407 هجري قمري مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسي سيدمحمدحسين شهريار (در هشتاد و دو سالگي)

مشاوره خانواده

سلام دوست خوبم... منم به نوبه خودم این روز را به شما تبریک عرض میکنم... ممنونم از این مطلب زیبا و جالبتون..... و تشکر بابت حضور با ارزشتون.... در پناه حق شاد باشید و ارام.... [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

همسفر

باسلام حضور شما استاد گرامی منهم روز شعر فارسی را حضور شما تبریک عرض مینمایم وبسیار ممنون و سپاسگزارم از همه الطافتان[گل]

م.امید

سید جان استفاده وافر بردم...!ممنون ایرج را به خاطر همین جسورانه شعر گفتنش دوست دارم,و اینکه زبانی ساده و قابل فهم و به تعبیر شما عامیانه دارد, اگرچه من تعداد بسیار کمی از اشعارش را خوانده ام...

الهام

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان/حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است... ×استاد شهریار×

مژده ژیان

درود بر شما استاد قلم و ادب از حضور گرم و صمیمانه ی شما در وبلاگ شاهکارم و کامنتهای پر از محبت شما به شعر و ادب پارسی و سروده های آن استاد بزرگ سپاسگذارم. همچنین از مطالب مفید و ارزنده یوبلاگتان. برقرار باشید و سبز.[گل]