از سعدی بزرگوار

بمناست اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی رحمت الله علیه
حکایت
: پادشاهی آنقدر در حق مردم کشورش ظلم و ستم می کرد که مردم آن دیار دست به مهاجرت می زدند و در نتیجه بر اثر کم شدن جمعیت، درآمد ناشی از مالیات هم کاهش یافت و پایه های حکومت سست شد. روزی در مجلس شاهنامه خوانی دربار داستان فریدون و ضحاک خوانده می شد. وزیر پادشاه که از اوضاع سیاسی کشور آگاه بود از پادشاه پرسید: چطور فریدون بدون هیچ ثروتی توانست بر ضحاک غلبه کند؟ پادشاه پاسخ داد: توسط حمایت مردمی. وزیر از فرصت استفاده کرد و گفت: اگر حمایت مردمی موجب به دست آوردن پادشاهی و تداوم آن می شود چرا شما مردم را پراکنده می کنید؟ مگر نمی خواهید پادشاهی کنید؟
همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
شاه پرسید: چگونه می توان دوباره مردم را جمع کرد؟ وزیر پاسخ داد: باید شاه اهل بخشش و مهربانی باشد تا مردم دور او جمع شوند که متاسفانه شما این صفات را ندارید!
نکند جور پیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی
پادشاهی که طرح ظلم فکند
پای دیوار ملک خویش بکند
شاه که از سخن وزیر خود ناراحت شده بود او را به زندان انداخت. بعد از مدتی عموزاده های پادشاه مدعی سلطنت شدند و با استفاده از درهم ریختگی اوضاع سیاسی توانستند شاه را از حکومت ساقط کنند.
پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیردست
دوستدارش روز سختی دشمن زورآور است
با رعیت صلح کن و زجنگ خصم ایمن نشین
ز آنکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکر است...

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

سلام آقای طباطبایی ، چند روزی هست که برگشته ایم و با دو تا شعر جدید از فریدون مشیری آپدیت هستیم .

سفیران نور

صلی الله علیک یا مولاتنا یا فاطمة الزهراء یا صاحب الزمان! موکول می کنم گله هجر را به روز بعد امروز حال مادرتان روبراه نیست لعن الله ظالمیک یا فاطمة الزهراء الی یوم القیمة

م پارسا

سلام استاد با احترام دعوتید به یک مثنوی روزي كه تو رفتي همه جا شب مي زد بغضي به گلويِ من مرتب مي زد انگار تمامِ خانه با من قهر است حتي در و بامِ خانه با من قهر است با اينكه هنوز پاسي از شب مانده من ماندم و اين تختِ مرتب مانده من ماندم و اين قابِ بدونِ صاحب يك عالمه اسبابِ بدونِ صاحب رويِ همه چيز بويِ دستت مانده انگار كه خانه تويِ دستت مانده ! از پيرهني كه رويِ ميز افتاده تصوير زني به رويِ ميز افتاده تا من باشم سعي كنم جا نزنم تا گوشه ي جانماز را تا نزنم تا گير به روسري و مويت نكنم وقتي برسي مدام بويت نكنم . .

ماه تابان

سلام بر استاد ارجمند ممنون از مطلب جالبتان[لبخند][گل]

فریاد

سلام استاد عزیز ممنون از مطاللب مفید شما

هزاران گنج

سلام مهربون استاد بروزم منتظر نظرات زیباتونم[گل][گل][گل][قلب]

رها

سلام برادر عزیز کبر و غرور بدترین عیبی است که اگر کسی دچارش شود همه چیزش را به غرورش خواهد بخشید و دیگر هیچ چیزی برایش باقی نمی ماند[گل]

مقدم

مفید بود با داستانی در باره عشق واقعی آپم

شیما

سلام استاد خوشحالم کردید تشریف آوردید.و ممنون از مطالب مفید شما. [گل]

فرياد

سلام استاد عزيز زيبا بود مرسي از انتخاب شما