باز باران


بی بند و باری من و باران...باران

سر به هوایی شب و پل در خیابان

این شهر از گیجی من رودست خورده

که دُور می گیرد مرا میدان به میدان

دنیا مرا در آرزوها "پارک" می کرد

وقتی که گل/می چیدم از ترس نگهبان

وقتی که چنگ انداختم در صورت مرگ

وقتی گرفتم زندگی ام را به دندان

با بی سوادی ام خدا را حفظ کردم

مثل حدیثی روی دیوار دبستان

لای کتابی که ورق می خورد با درد

که توی جلدش رفته از یک بچّه-شیطان

از دلخوشی ها که برایم عقده می شد

توی بهاری تحت تعقیب زمستان

کارش به جایی می رسد یک روز امّید

گل های مصنوعی بکارد توی گلدان

یک نیمه ام می خندد و یک نیمه...برعکس

از گریه می افتد میان ِ باز باران....

/ 21 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جمعه ي سبز

سلام، خيلي جذاب و جالب بود... اميدواريم كه حالتون خوب باشه... منتظر حضورتون هستيم...

امپراطور

بودم!! دیدم با دیگری شادتری... رفتم..!! سلام آپم و منتظر نظرات پرمهرت[گل]

امپراطور

سلام دوست خوبم ممنون میشم از این به بعد به این وبلاگم هم سر بزنی زود به زود آپ میشه ممنون از لطفت منتظر نظرات پر مهرت هستم... http://hoseinjan.persianblog.ir/ [گل]

امپراطور

هرچه آید به سرم باز بگویم گذرد... وای از این عمر که با "میگذرد" میگذرد!! سلام خیلی قشنگ بود ممنون باز هم آپم در هر دو وبلاگم منتظر نظرات پر مهرت هستم... [گل] http://hoseinjan.persianblog.ir www.darjostojooyeto.persianblog.ir

مشاوره خانواده

تاسوعای حسینی، روز پای مردی و وفاداری پیروان امام حسین علیه السلام بر شما دوستدار خاندان عصمت علیهم السلام تسلیت باد ...

ماه تابان

[گل]با سلام خدمت استاد ارجمند شعر بسیار زیبایی بود با چند نقاشی جدید به روزم ومنتظر قدوم پر مهر شما[گل]

مهشید

سلام استاد احوال شریف خوبه استاد خیلی وقته من کمرنگم اما شما هم نیستید ایام عزاداری سید الشهدا را تسلیت میگم محضرتون هر وقت بودید خبری از احوالتون به ما بدید نگرانیم استاد بزرک و عزیز

شیما

سلام استاد....بسیار لذت بردم از این سروده پایدار باشید گرامی... [گل]