شعری از شعرهای بی نشان


کاش می شد که کسی می آمد

این دل خسته ی ما را می برد

چشم ما را می شست

راز لبخند به لب می آموخت

کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود

و قفس ها همه خالی بودند

آسمان آبی بود

و نسیمی روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید

کاش می شد که غم و دلتنگی

راه این خانه ی ما گم می کرد

و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم

و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید

کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد

گل لبخند به مهمانی لب می بردیم

بذر امید به دشت دل هم

کسی از جنس محبت غزلی را می خواند

و به یلدای زمستانی و تنهائی هم

یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم

کاش می فهمیدیم

قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم

کاش می دانستیم راز این رود حیات

که به سرچشمه نمی گردد باز

کاش می شد مزه خوبی را

می چشاندیم به کام دلمان

کاش ما تجربه ای می کردیم

شستن اشک از چشم

بردن غم از دل

همدلی کردن را

کاش می شد که کسی می آمد

باور تیره ی ما را می شست

و به ما می فهماند

دل ما منزل تاریکی نیست

اخم بر چهره بسی نازیباست

بهترین واژه همان لبخند است

که ز لبهای همه دور شده ست

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

قبل از آنی که کسی سر برسد

ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم

شاید این قفل به دست خود ما باز شود

پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند

همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم

کاش در باور هر روزه مان

جای تردید نمایان می شد

و سوالی که چرا سنگ شدیم

و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟

کاش می شد که شعار

جای خود را به شعوری می داد

تا چراغی گردد دست اندیشه مان

کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد

تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را

شبح تار امانت داران

کاش پیدا می شد

دست گرمی که تکانی بدهد

تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان

و کسی می آمد و به ما می فهماند

از خدا دور شدیم ...

 

 

/ 82 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ehsan jk

با سلام مطالبنتان واقعا زیبا است از شما می خواهم در صورت تمایل من را در وبلاگ خود لینک کنید ونگاهی نیز به وبلاگ من بیندازید. http;//ehsanjk.persianblog.ir

بهار

سلام گل من به روزم با شعری تازه ومنتظر نظر شما ممنون میشم

همنشین

سلامی به تازگی و طراوت شبنم .با مطلبی تحت عنوان ( ماجرای قهوه خانه میکونوس و سیلی تاریخی به اروپاییان ) به روزم و منتظر حضور سبز شما[گل] استاد نگرانیم چند روزی نیستید

مشاوره خانواده

سلام دوست خوبم.... کجائید؟کم پیدائید؟ این شبها التماس دعا.... [گل][گل][گل][گل][گل]

لیلا انهاری

سلام . . برگشتم . . خیلی دیر اما بالاخره برگشتم . . با یک شعر جدید و حرف هایی برای گفتن . . منتظرم... بای

ملیحه

به فرق نازنینش کی اثر می کرد شمشیر یقینا ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت . . . با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم.

شیما

سلام استاد انشاا..که خیر است...این غیبت طولانی شما..!!

دلتنگ

روح از تن خورشید جدا افتاده عالم همه گونه مبتلا افتاده زنجیر ز پای ظلم و بیداد بگیر چون نبض عدالت ز صدا افتاده.[ناراحت] تسلیت[گل] التماس دعای شدید[ناراحت]

دکتر دیبا

"و سوالی که چرا سنگ شدیم...؟"[ناراحت] ... بسیار لذت بردم استاد، ممنون[گل]