روغن موش (طنز)

روزی ز ته لانه یکی موش به پا خاست  /  بهر طلب طعمه  پک و پوز بیاراست

از لانه برون آمد و شد جانب مطبخ      /   بنمود حریصانه نظر از چپ و از راست

ناگاه در آن گوشه یکی دیگ غذا دید   /   با شم قوی یافت که در دیگ مسماست

پیش آمد و یک لقمه از آن کرد تناول     /   بنگر که از آن لقمه ناباب چها خاست

شد سخت گرفتار شکم پیچه و دل درد /  در معده خود دید عجب شورش و غوغاست

فریاد بر آورد و طلب کرد دو فرزند        /     گفتا بشتابید که هنگام مداواست

زین دیگ ندانم جه غذا بود که خوردم  /   کز شدت دردش کمر من نشود راست

رفتند و از آن دیگ غذا بو بکشیدند   /      گفتند عجب بوی از این دیگ هویداست

دادند خبر مادر خود را ز قضیه          /     گفتند در این دیگ غذا آفت جانهاست

با روغن ملعون نباتی شده پخته    /      از بوی غذا صحت این مسئله پیداست

اینش عجب آمد که زیک قاشق روغن/    این پیچش و دل درد و کسالت ز کجا خاست

بنمود نظر دید که آن روغن موش است/  گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست

/ 8 نظر / 76 بازدید
سفیر عشق12

ای ول به روحیه ادبی شما.موفق باشید.یاعلی

مجتبی

سلام روغن موش هم مگه داریم؟؟ به روزم...

رها

کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد! لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟! دلتنگی معنی ندارد... درد دارد...

نسیم

در مورد ایرانی ها همیشه صادق است: " از ماست که بر ماست "

بهناز

سلام! ما دنبال وب هایی طرفدار ع.ت.ف هستیم برای تبادل لینک لطفا اگر دوست داشتین با وبسایت هواداران فانتزی تبادل لنک کنین از بخش نظرات وبلاگمون بهمون اطلاع بدین تا ما هم شما رو لینک کنیم :) با تشکر منتظر دریافت جوابتون هستیم http://blog.fantasy.ir/

مجتبی

آدم برفی نبودم... که به پایت یک شبه آب شوم!! من... مو به مو سفید شدم!! سلام منتظر حضور و سبز و نظرات گرمت هستم

مجتبی

زیر پایش له شدم... اما مطمئنم روزی بر سرش جا دارم!! به عزت و شرف لا اله الا الله..!! سلام به روزم و منتظر حضور و نظرات سبزت..[گل]

عالی بود