زیارت (فاضل نظری)

قبل از هر چیز بایستی از دوستی تشکر و قدردانی نمایم که من را با او اشنا نمود شاعری که بحق می توان او را نادره قرن حال دانست پس با این شعر زیبا  از او شروع می کنم

 

زیارت

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

/ 17 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

سلام استاد . حالتون خوبه ؟ چند روزیه که دوباره شروع کردم به نوشتن . راستش ادرس وبلاگم رو هم عوض کردم . با دو پست جدید اپ هستم [لبخند] منتظرتونم [گل]

رها

هیچ گاه ... به خاطر هیچ کس ... دست از ارزش هایت نکش... چون زمانی که اون فرد از تو دست بکشد... تو می مانی و یک "من" بی ارزش...!

امپراطور

خسته ام... مثل "مردی" که رفیقش "نامرده" سلام آپم و منتظر نظرات پرمهرت[گل]

مجید پارسا

سلام گرامی بعد از مدتها حال ما خوب است انگار دعوتید با احترام به غزلی جدید قربان شما

عدالت جو

سلام دوست خوبم.امیدوارم خوب و سلامت باشید. چقدر شعر قشنگی بود ....خیلی لذت بردم. تشکر یا ح ق

زیتون تنها

سلام استاد مهربان. خوبین؟ اوضاع بر وفق مراده؟ می بینم که از جناب نظری غزل گذاشتین[لبخند][قلب] دستتون درد نکنه. راستی آخرین کتاب ایشون هم به نام "ضد" منتشر شد. بفرستم خدمتتون؟[گل] امیدوارم زندگی سراسر شادی و سلامتی باشه براتون[گل]

ابوالفضل

سلام استاد اومدم سري به شما بزنم روزگار بر مراد

شبیه خودم

منم شعرهاشو دوست دارم. سلام بعد مدتها...