از دفتر شعرهای بی نشان

" شب تنهایی خوب "

گوش کن...

دورترین مرغ جهان می‌خواند.

شب سلیس است ؛ و یکدست...

و باز..

شمعدانی‌ها

و صدا دار ترین شاخه فصل ،

ماه را می‌شنوند.

پلکان جلوی ساختمان؛

در فانوس به دست؛

و در اسراف نسیم...

گوش کن... جاده صدا می‌زند از دور قدمهای تو را

 

چشم تو زینت تاریکی نیست...

پلکها را بتکان...

کفش به پا کن و بیا...

و بیا تا جایی

که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد ؛

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو...

و مزامیر شب، اندام تو را

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کند.

 

پارسایی ست در آنجا که تو را خواهد گفت :

" بهترین چیز رسیدن به نگاهی‌ ست که از حادثه عشق تر است "

/ 49 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبح سپید

سلام سید جان گرامی وقتت به خیر ممنونم که به وبم سر زدی خدا حفظت کنه پستت زیبا بود من که لذت بردم دیگران رو نمیدونم من با یه مطلب در خصوص نحوه بالابردن رتبه وبلاگ در گوگل و محبوب کردن وبلاگ در گوگل به روزم سر بزن و بخون و بعد از نظر دادن وبلاگ من رو هم +1 کن ممنونم

ساغر

سلام آقای آزاد خوب هستین؟ خیلی زیبا و دلانگیز بود ممنون از حضور همیشگیتون[گل]

ساغر

بروز هستم بیاین خوشحال میشم[گل]

ساغر

سلام آقای آزاد خواهش میکنم.ممنونم که وقت گذاشتید[گل]

سودابه طهمورثی

سلام جناب طباطبایی بزرگوار از نظر لطف شما سپاسگزارم و خوشحالم که خواننده ی مشق های من هستید....از وبلاگ شما بزرگوار استفاده کردم...با اجازه لینک شدید

هالو هفت شنبه

زیبا بود [گل]

صورت زخمی

سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند با اين همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببين انعکاس تبسم رويا شبيه شمايل شقايق نيست! راستی خبرت بدهم خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند! بی‌پرده بگويمت چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد فردا را به فال نيک خواهم گرفت دارد همين لحظه يک فوج کبوتر سپيد از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد باد بوی نامهای کسان من می‌دهد يادت می‌آيد رفته بودی خبر از آرامش آسمان بياوری!؟ نه ری‌را جان نامه‌ام بايد کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آينه، از نو برايت می‌نويسم حال همه‌ی ما خوب است اما تو باور نکن

مريم

سلاااااااااااااااااااااااااااامـــــــــــــــــــــــــ دوستــــــــــــــــــــــــــــم آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ومنتظرحضور نازتون پاييزت قشنگ

رها

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است [گل] كاش چشمان آدم براي عشقي تر شود كه ارزشمند و والا باشد. هميشه مستدام باشيد [گل]

پورطالبی (همثانیه)

سلام خیلی عالی و زیبا بود اگر اشکال نداره به نظرم کلمه ساختماند در پلکان جلوی ساختمان کمی سنگینه اگر امکان داره روی نظرم فکر کنید شاید هم من اشتباه می کنم ولی به همه شعر نمیاد