هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

خلق وخوی و ذوق (پروین اعتصامی)

خُلق و خوی

پروین اعتصامی با فروتنی، وقار و عزت نفس نه معلمیِ دربار را پذیرفت و نه نشان و افتخار دستگاه ستم را؛ او هیچ وقت آشکارا از خود تعریف نکرد، تنها در یک شعر از خویش نام برد که در آن هم هیچ نشانه ای از خودپسندی نمی باشد:

چکامه و سخن من به صفر می مانست

که در برابر اعداد در شماری بود

غبار شوق من انور خود ندیده چه غم؟

همین بسش که بر عرصه اش غباری بود

نبود درخور ارباب فضل، گفته من

در این صحیفه ناچیز یادگاری بود

دکتر «بدیع جمعه» دانشیار دانشگاه عین شمس قاهره نوشته است: اصالت پروین در اهتمامش به شخصیت ذاتی انسان و کرامت او ظاهر می شود. به اعتقاد این استاد مصری، پروین آرزو داشت تا انسان شرقی از طمع، تکبر، غرور و سایر رذایل اخلاقی به دور باشد و بر خوانندگان اشعارش آشکار می سازد بهترین مردم کسی است که فایده اش برای اجتماع بیشتر باشد. پروین به این فراخوانی اخلاقی در قول و عمل ایمان داشت و از آنچه که به جای آوردنش را جایز نمی دانست اجتناب می کرد.

همه آنانی که پروین را دیده بودند وی را به داشتن ویژگی های ممتاز اخلاقی ستوده اند و از او به عنوان زنی آزرمگین، خوددار، کم گوی، گزیده گوی و اندیشه ور یاد کرده اند. یکی از شاعران معاصر در باره اش گفته است به نوجوانی خود دیده بودمش، پوستی سپید، گونه هایی گلرنگ و شاداب، دهانی کوچک و لب هایی پُر داشت و چشم هایی آرام با نگاهی نه در مسیر موازی. سیمین دانشور می گوید: در دانشکده ادبیات پشت میز کتابداری دیدمش، چشمانی درشت داشت، روسری سر می کرد، کمی محزون می نمود. سعید نفیسی می نویسد: پروینی که من دیدم قیافه ای بسیار آرام داشت، با تأنّی و وقار خاصی جواب می داد و می نگریست، هیچ گونه شتاب و بی حوصلگی در او ندیدم، چشمانش بیشتر به زیر افکنده بود، یاد ندارم در برابر من خندیده باشد. هرگز خودستایی از او نشنیدم و رفتاری که بخواهد اندکی نمایش برتری بدهد در او مشاهده نکردم.

یکی از مسئولان مدرسه ای که پروین در آن درس خواند و تدریس کرد، در وصف این شاعر گفته است: چیزی که بیش از همه در خصالش جلب توجه می کرد، صداقت و صراحت او بود. هرگز نزد کسی بیش از آنچه واقعا او را دوست می داشت ادعای دوستی نمی نمود. قلب او همچون آیینه ای صاف و روشن بود و صرفا شخصیت حقیقی او را منعکس می ساخت. خانم «مُحصّص» از دوستان نزدیکش که متجاوز از دوازده سال با پروین مراوده و مکاتبه داشت در این باره می گوید: به راستی او دوستی وفادار و در زندگانی راست گفتار بود. اخلاق و سجایای نیکش که بی آلایش بود، روحم را شادمان می ساخت و هنگامی که از فیض حضورش دور بودم، نامه های دلنوازش روشنی بخش دیده دلم بود. پروین بیش از آنچه مردم تصور می کردند دارای روح بزرگ، افکار عالی و فضیلت های اخلاقی بود و گذشته از مقام ادبی، به فضایل حمیده و صفات پسندیده آراسته و ممتاز بود. البته پروین هیچ گاه از برجستگی های اخلاقی خود سخن به میان نمی آورد و همین سادگی و سکوت، گاهی کوته نظران را در فضیلت ادبی و اخلاقی او به شبهه می انداخت.

پروین بر خلاف آنکه از غم زدگان، بینوایان و افراد محزون سخن می گفت و دردها را ترسیم می کرد، خود کمتر قیافه ای غمگین داشت و صرفا از کژی ها، ناراستی ها و نادرستی های اجتماعی رنج می برد.
جوانه های ذوق

پروین طی حدود بیست سال دوران شاعری اش، 209 قصیده، قطعه، غزل، مثنوی و پنج قطعه کوتاه، چندین دو و سه بیتی و یازده تک بیت سروده که مجموع ابیات دیوانش به بیش از 5606 بیت می رسد. پیش از ازدواج پروین، پدرش به انتشار دیوانش اجازه نمی داد زیرا بیمناک بود که مبادا کوته نظران و بدخواهان، نشر آن را وسیله ای تبلیغی برای ازدواج تلقی یا قلمداد کنند. پس از ازدواج و جدایی و از میان رفتن احتمالات بداندیشان، اعتصام الملک به چاپ و نشر دیوان پروین رضا داد که ملک الشعرای بهار بر آن مقدمه ای ستایش آمیز نوشت که رشک حاسدان را برانگیخت. بعد از انتشار، بزرگانی چون دهخدا، سعید نفیسی و لطفعلی صورتگر شعرش را ستودند. علامه محمد قزوینی پس از ملاحظه دیوان پروین نوشت: هر چه این اشعار را می خواندم شگفت زده تر می شدم که چگونه امروز در این قحط الرجال فضل و ادب یک چنین شاعری در ایران ظاهر گشته و به سرودن اشعاری موفق شده است که در درجه اول قصاید اساتید و خصوصا ناصر خسرو می باشد و از نظر فصاحت، سلاست و متانت لفظی و معنوی جالب است.

قصاید پروین، پرنکته و نغزند و اگر چه در پیروی از شیوه ناصر خسرو قبادیانی سروده شده اند اما روانی و سادگیِ اسلوب سعدی در آنها نمایان است. به این ترتیب در اشعارش دو شیوه خراسانی و عراقی به گونه ای تلفیق شده و شیوه ای تازه و مستقل را پدید آورده است. پروین در قطعات خود به سنایی و انوری توجه داشته اما در حد تقلید صرف باقی نمانده است. غالب این قطعات به صورت مکالمه و گفتگوست همان گونه که در ادبیات مناظره نامیده می شود. در شعرش دو طرف مناظره گاه دو انسان اند و در مواقعی حیوانات و در مواردی شی ء، بدین سان مکالماتش تمثیلی و گاهی علاوه بر این، صورت انسان نمایی (تشخیص) پیدا می کند. آنچه کار او را ممتاز می کند، شکل تصرف در مضامین و کیفیت ارائه آنهاست که اغلب بدیع، نادر و مختص خودِ اوست. او در روزگار اختناق سیاسی و دشواری های اجتماعی ضمن منعکس نمودن این شرایط نامطلوب با طرح مسائل اخلاقی و بیان فقر و نیازهای عاطفی، برداشت های اجتماعی ـ اخلاقی خوبی را ترسیم نموده است. محتوای شعر او تعلیمی است و پاکی و پرهیزگاری را آموزش می دهد. او در اشعار نه تنها در برابر فشارهای سیاسی ایستادگی می کند و به ستمگران اعتراض می نماید بلکه لبه تیز شمشیر انتقاد خود را متوجه کسانی می کند که با نادانی و بی خبری، فریفته دروغ و خرافات می شوند. در اشعارش یک ذره خلاف دیده نمی شود و با زشتی ها، در سنگر ادب و ذوق به مقابله برخاسته است. پدرش در وصف دیوان پروین می نویسد: پروین محبت، ایمان به نیکی و غذای روحی را به صورتی جالب و با مهارتی در فلسفه و اخلاق در سروده های خود جای داده است. سخنان حکمت آموز در دیوانش فراوان است و به مثابه ستارگان تهذیب و تربیت نورافشانی می کنند.

دکتر غلامحسین یوسفی می نویسد: شعر پروین از لحاظ تفکر و معنا بسیار پخته و متین است. گویی اندیشه گری توانا، حاصل تأملات و تفکرات خود را در باره انسان و جنبه های گوناگون زندگی و نکات اخلاقی و اجتماعی به قلم آورده است. در اندیشه و بیان از اصالت برخوردار است. عواطف بشردوستی که از درون جانش جوشیده و سرشار از صمیمیت و صداقت است و رنگ ویژه طبع و ذوق وی را دارد در اشعارش به صورت واکنش روحی لطیف و مادرانه بروز کرده است. ذهن او در ورای هر چیز نکته ها کشف می کند. زبان او در شعر با همه سادگی، نرمی و روشنی و حتی بهره گیری از ضرب المثل ها و واژگان زبان گفتار و شیوه ترکیب آنها، استوار، متین و دلپذیر است. همواری و یک دستی و سبک شعر و نیز اصالت فکر و محتوا در دیوان پروین به درجه ای است که «محمدتقی بهار»، دکتر «مؤیّد» و پروفسور «مادلونگ» این حالت را چنین تعبیر کرده اند که گویی پروین همه اشعارش را در یک ساعت و یا در یک روز سروده است. بدیهی است بهترین راه شناخت او، خواندن آثارش، درک مفاهیم آنها و تأمل در مظاهر اندیشه و هنر اصیل پروین است کاری که کمتر بدان پرداخته ایم.

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩