هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

یا علی امروز تنها مانده ایم

 و علی هنوز هم تنهاست!
 عدالت!یعنی  علی در زمان ضربت خوردن او توسط ابن ملجم مرادی لئیم خیلی از مسلمین باور نداشتند که علی نماز میخواندمی گفتند مگر علی هم فرایض دینی را انجام میدهد و او را در مسجد و در محراب عشق ضربت زدنند غربت علی این است یعنی تنهایی!

علی(ع) در میدان مبارزه و مقابله، با فساد و ظلم و بی عدالتی، و در جدال و کارزار با مافیاهای ثروت و مصلحت، که با قدرتی پنهان، تا اعماق جامعه ریشه دوانده و تار تنیده، و توده را در بند فقر و جهل و خرافات گرفتار کرده اند، تنهاست!

اختاپوسهای قدرت طلب، در زیر تن پوش مذهب و اخلاق و پیشرفت و توسعه، با حربه غوغاسالاری و آزادی و تبلیغات، عدالت را به نام عدالت، به مسلخ بی عدالتی می برند، آزادی را بنام آزادی! در بند می کشند، و حقیقت را بنام حقیقت، قربانی دروغ و مصلحت می کنند.

و علی! این فریاد بلند عدالت و حقیقت، این دشمن سازش ناپذیر دروغ  و مصلحت، این صداقت مدارترین سیاستمدار تاریخ، در مسلخ بی عدالتی و قربانگاه مصلحت تنهاست!

علی در مسلخ بی عدالتی، روبروی چشمان بسته جامعه ای که عدالت را جستجو می کنند، تصویر عدالت را نشان می دهد، و در قربانگاه مصلحت، برای گوشهای بسته ای که منتظر شنیدن صدای حقیقتند، فریاد می زند، و اما چشمها و گوش های بسته، نه می بینند، و نه می شنوند! و نه می خواهند، و نه می توانند، که ببینند و بشنوند!

علی در تنهایی، در زندان سکوت، در پشت پرده تاریک شب، خدا را می جوید، صدا می زند، و سخت و بی واهمه، برای چشمها و گوشهای بسته و خفتگان و شب زدگان، تلخ و دردناک، گریه می کند.

علی تنهاست، علی با تمام شجاعت و شهامت و صلابت و قدرت و آگاهی، در مقابله با جامعه خواب و نا آگاهی که گرفتار فقر و فساد و فحشاء و دروغ و بی تفاوتی گشته است، پیروز نمی شود؛ و در مبارزه با  زر کاخ سازان، و زور کوخ پروران، و تزویر بارگاه نشینان، و دروغ  قدرتمندان، و فساد مفسدان، و منفعت طلبی رانت خواهان، و خود خواهی رابطه گرایان، و غرور قوم سالاران، و قاعده دلالان، و بازی سیاست بازان، و دسیسه گروها، و برنامه احزاب، و دنیا خواهی مدیران، و سهم خواهی فرصت طلبان، و منطق پول پرستان رفاه طلب؛ شکست می خورد، تخریب و توهین و آزار و زخمی می شود؛ اما! تسلیم نمی شود، نمی افتد، نمی شکند، و از حربه دروغ و مصلحت و شعار، برای رسیدن به پیروزی استفاده نمی کند، و یک صدا، در تمام لحظه ها، بدون ترس و بیم و واهمه، در همه جا، حتی زیر تیغه شمشیر، برای مردم، از حق و عدالت و عشق و خدا می گوید.

علی تنهاست.

علی در طول تاریخ تنهاست.

علی همیشه تنها است.

علی یعنی تنهایی. علی یعنی عدالت. علی یعنی قانون. علی یعنی عشق. علی یعنی حقیقت. علی یعنی شهامت. علی یعنی قدرت. علی یعنی صبر. علی یعنی بیداری. علی یعنی آگاهی. علی یعنی فریاد. علی یعنی تنهایی!

علی یعنی به خدا و مردم و عدالت و آزادی و حقیقت اندیشیدن.

علی آزاد مرد ی بود، که در تمام لحظه ها، به خدا و عدالت و مردم و حق می اندیشد، و به سیاست و حفظ قدرت، نمی اندیشد!

علی را می شناسی؟!

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩