هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

شعری از کارو


    گل سرخ و گل زرد

    گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد
    برای یک لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد
    با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ؟
    گفت : نه باور کن ،نه ! ولی چون تو را واقعا دوست دارم ، نمی خواهم
    پس از آنکه کام از من گرفتی ، برای پیدا کردن گل زرد ، زحمتی
    به خود هموار کنی

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠