هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

حشاشین

زندگینامه حسن صباح 

حسن صباح رهبر و داعی این فرقه شهرت جهانی دارد که زندگی و عقاید و رفتار و منش وی آمیزه ای از افسانه و راز و واقعیت است که با افسانه های حشاشین ، فدائیان و بهشت موعود اسماعیلیه شکل گرفته است و در پندارها به شکل واقعیت یافته و باور کنونی مردم منطقه و جهانیان در آمده است . گویند  حسن صباح در قم در یک خانواده شیعی امامی به دنیا آمد ، پدرش علی بن محمدبن جعفربن حسین بن محمدبن صباح حمیری ، عربی از مردم کوفه بود که برای خویشتن نسب یمنی ادعا می کرد. خانواده صباح از قم به ری رفتند ، در آنجا که از مراکز فعالیت های اسماعیلی بود ، مردی به نام امیره ضراب ؛ حسن را به کیش اسماعیلی رهنمون کرد . در سال 469 وی به مدت سه سال در قاهره تعلیم یافت ، پس از آن به ایران بازگشت و فعالیت خود را با سفر در سراسر ایران آغاز کرد وبارفتن به الموت بانام دهخدا و با گرفتن الموت و استقرار در دژ الموت ، شاخه اسماعیلیان نزاری را پایه گزاری کرد . دولت نزاری ایران را حسن صبا ح و هفت تن جانشینان وی که به خداوندگاران الموت معروفند اداره می کردند .. وی از سال 1090/483 تا زمان مرگ ربیع الثانی 1124/518  میلادی به مدت 35 سال در دژ حسن صباح زیست و به فراخواندن مردم به کیش خود و مبارزه پادشاهان سلجوقی و خلفای بغداد ادامه داد . حسن صباح مردی برجسته و شگرف بود ، سیاستمداری مدیر و مدبر ، سازمان دهنده ای توانمند، متفکر ، پارسا و مردی پرهیزکار بوده است . وی را سیدنا " سرور ما " می نامیدند . گویند حسن صباح کتابخانه ای در الموت داشته و دانشمندی بوده است که به دانش های ستاره شناسی و داروسازی گرایش داشته است . حسن صباح تا زمان مرگ به مدت 35 سال در دژ الموت زیست و به مبارزه ، مقاومت ، آموزش ، تبلیغ مرام و اندیسه خود پرداخت . وی و پیروان فدائی او در سراسر سرزمین های اسلامی در تاریخ سیاسی و نظامی این مقطع تعیین کننده و تاریخ ساز بوده اند .

پس ازوی جانشین او بزرگ کیا امید که ازمردم رودبار بود راه وی راتداوم دادومدت 14 سال حکومت کرد در532 / 1138 میلادی درگذشت دردوره او سده ششم هجری نیز تغییراتی درمعماری دژ انجام شد وتاسیساتی به آن افزود پس ازبزرگ کیا امید پسرش محمد فرمانروای الموت گردید وتاسال 557 / 1162 حکومت کرد پس از او حسن دوم فرمانروای الموت گردید وی دررمضان 559 اعلام قیامت کرد وحسن دوم در فراخوان پیروان خود درالموت وامام خواندن خود, انقلابی بزرگ دراندیشه فلسفی – عرفانی مذهب اسلام به-وجودآ ورد وی درسال 561 کشته شد . پس ازاوپسرش نورالدین محمد به مدت 44 سال حکومت کرد . ورا پدررا ادامه داد وپدررا امام خواند محمد دوم در 607 / 1210 درگذشت وپسرش حسن سوم بالقب جلال الدین فرمانروای الموت گردید . حسن سوم پس از 11 سال حکومت درسال 618ددرگذشت پسر اوعلاالدین محمد جانشین اوگردید . وی درسال 653 درشیرکوه الموت کشته شد وپس از او پسرش رکن الدین خورشاه که آخرین فرمانروای الموت است به حکومت  رسید  ,   . مرکزیت وپایگاه مقاومت این فرقه دربرابر خلفای  عباسی بغداد وحکومت های ترک نژاد وسنی مذهب الموت ودژحسن صباح بوده ا ست ُ این پایداری ومقاومت, به این دژ,هویت فرهنگی – ملی بخشیده ودراین دوران ازفرهنگ وزبان فارسی پاسداری شده است . ومدیریت حسن صباح و جانشینان وی درشکل گیری منظر فرهنگی دره الموت نقش تعیین کننده ای داشته است .
درسده هفتم هجری علاء الدین محمد نیز تغییرات عمده ای درفضا ها به ویژه درتزئینات دژ به وجودآورد که آثار آن درکاوشهای باستانشناسی دژ حسن صباح به دست آمده است که دردوره 170 ساله حضور اسماعیلیان دردژ حسن صباح دست کم سه دوره ساخت وساز عمده وجود داشته است که درمعماری کاوش شده وبه جا مانده دژ به خوبی قابل پیگیری است .
درسال 654 هجری قمری/1257 میلادی , پس از دوسده مقاومت , درزمان رکن الدین خورشاه آخرین فرمانروای اسماعیلیان الموت , این دره تسلیم هلاکوخان مغول گردید ؛ هلاکوخان دستور داداین کاخ دژ باشکوه وباابهت که نزدیک به دوسده مراکز قدرت فرمانروایان عرب وترک را تهدید میکرد با خاک یکسان کنند وبه نوشه تاریخ نگاران آن را غارت وآتش زدند وآثار وبقایای آنراجاروکردند تاازصحنه روزگار محو شود وآن رامرکز شیطان خوانده اند . که نشانه های آتش سوزی و تخریب آن درکاوشها به دست آمده است .
دردوران صفوی , بخشی ازاین دژها مورد استفاده قرار گرفته است , برای نمونه دژحسن صباح به عنوان تبعیدگاه مخالفان سیاسی استفاده شده است که درمتون ازآن به نام فراموشخانه یاد شده است , وبرروی ویران ها وآوار دژ حسن صباح بناهایی ساخته اند که مانع شناسایی دقیق معماری دژحسن صباح دردوره اسماعیلیه شده است . ود ربرخی بخشها ازهمان فضاها ودیوارهاباتغییراتی استفاده شده است .
دردوران قاجار ازاین دژها به عنوان قلعه های املاک وروستاها استفاده شده است و شاهزادگان قاجار مالکین وبهره وران زمین ها ومحصولات آن بودند که به شکار وگنج یابی دردژها به ویژه دژ حسن صباح می پرداختند وازعوامل ویرانی آن بوده اند. .ونیز ازمصالح آن برای ساخت وساز املاک وروستاها استفاده می شده است .
تاپیش از ناصرالدین شاه قاجار , آنها درالموت املاک خالصه نداشتند , ناصرالدین شاه بخشی از دهات الموت رابه اراده شخصی خالصه کرد وازآن زمان میان رعایای الموت ودولت کشمکش ایجاد شد . عبدالصمد میرزای عزالدوله به عنوان تیول درسال 1306 در املاک الموت دخالت کرد . پس از کشته شدن ناصرالدین شاه درسال 1313 باقیام دهقانان الموت به رهبری جلال بیک کلانی باهمکاری ولی خان خواجوی بساط شاهزاده های قاجارراازالموت برچیدند .دردوران قاجار حفاری برای یافتن عتیقه برای تفریح وسرگرمی دردژ حسن صباح و شکار رواج داشت , وزمانی که خزانه آنها تهی میشد املاک راهمراه با رعایا ودهقانان می فروختند وبه روستائیان الموت ظلم بسیار می شد .عین السلطنه حاکم قزوین نیز دراداره الموت بامشکلات فراوان روبرو بود . –آثار دوره های متفرقه زیستی موقت با تنورها واجاق های پراکنده ازدوران قاجار تاچند دهه پیش برروی دژ دیده میشود . همچنین این دژ محل چرای دام وعلف چین روستائیان گازرخان است .

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠