هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

درد دلی با ادب دوستانم


     یکی از نادلپذیرترین خصلت‌های زمانه‌ی ما، شاید این باشد که کسی حوصله‌ی «شنیدن» ندارد و اغلب اگر گفتگویی هم – به ظاهر – در‌می‌گیرد، بیشتر از این باب است که بتوانیم حرف خود را بزنیم و نه آن که پاسخ گفتار طرف مقابل را پس از شنیدن سخنش بدهیم! کافی است نگاه کنید به وضعیت نوشتارهای امروز در اغلب وبلاگها  روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، مجلات و کتب؛ کمتر پیش می‌آید در بین فوج عظیم و پرشمار دست‌نوشته‌های رنگارنگ روی پیشخوان روزنامه‌فروشی یا کتابفروشی‌های شهر، پاسخی مستدل و نقدی روشنگر بیابی که با خواندنش احساس کنی، نویسنده واقعاً و عمیقاً گفته‌ها و سخنان فردی را که اینک به نقد افکار و نظریاتش پرداخته، پیش‌تر و با دقت و عاری از تعصب خوانده و شنیده است. و شوربختانه این مسأله، به ویژه در حوزه‌ی دانش‌های فنی و پژوهشی هم بسیار مصداق داشته و اغلب، کسی نه حوصله‌ی خواندن مقاله‌ی علمی و پژوهشی را دارد و نه اگر هم مقاله‌ای را ورق می‌زند، به صرافت قلمی کردن کاغذ و دادن نقدی در تکمیل یا اعتراض به ادعای پیش‌گفته می‌افتد. انگار همه در خلاء و برای مستمعینی به اندازه‌ی منیت فرد سخن می‌گویند!
     به کلامی شفاف‌تر، نگارنده بر این باور است که در زمانه‌ی ما نه‌تنها، آدم‌ها کمتر و کمتر حوصله‌ی خواندن دارند، بلکه به طریقی اولاتر، اگر هم افرادی پیدا شوند که حوصله‌ی خواندن داشته باشند، شمار آن گروه که وقت نهاده و در پی رمزگشایی و پاسخ‌دهی و روشنگری از نظرگاه‌های دیگران باشند، بسیار بسیار نادر است.

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩