هجو وطنز در ادبیات فارسی


ایرج میرزا شاعری دیر اشنا

قواعدعروض و قافیه قسمت سوم

ارکان عروضی:

وقتی هجای شعری را به اجزای چهار تا چهار تا یا سه تا سه تا و یا غیره جدا کردیم به شکلی که نشان دهنده ی نظمی در آن ها باشد. ساده تر ان است که به جای آن که بگوییم وزن فلان شعر از دو هجای بلند و یک هجای کوتاه در چهار بار تکرار تشکیل شده است، نام ارکانی ان را بگوییم.

به عنوان مثال در شعر بالا که تقطیع کردیم و از چار بار تکرار __ __ U __ تشکیل گردید، به جای آن که بگوییم این شعر دارای دو هجای بلند در آغاز و یک هجای کوتاه و در پایان یک هجای بلند دیگر است که چهار بار تکرار می شود، بگوییم از رکن "فاعلاتن" است.

ارکانٍٍٍ عروضی، مدل "افاعیل" را به وجود می آورند و تمام این ارکان بر مبنای حرف ف و ع و ل ساخته می شوند.

مهم ترین ارکان عروضی بر حسب تعداد هجا به قرار زیرند:

نوع نوع هجا رکن عروضی

یک هجایی _ فَع

دو هجایی U _

_ _ فَعَل

فَع لَن

سه

هجایی _ _

_ U _

U _ _

_ _ _

U _ _ فعلُن

فاعَلَن

فعولن

مفعولن

مفعولُ

چهار هجایی _ U _ _

_ U _ U

U U _ _

U _ U U

U _ _ _

U _ _ U

U _ U _

_ _ U _

_ _ U U

_ U U _ فاعلاتن

فاعلاتُ

فعلاتن

فعلاتُ

مفاعیلن

مفاعیلُ

مفاعلن

مستفعلن

مستفعِلُ

مفتعلن

پنج

هجایی _ _ U _ _

U U _ U _ مستفعلاتن

متفاعلن

تقسیم بندی ارکان عروضی بر حسب جای آن ها در مصراع:

الف ارکانی، که در آغاز، میان و پایان مصراع می آیند:

١ فاعلاتن __ U __ __

٢ فاعلن __ U __

٣ مفاعیلن U __ __ __

۴ فعولن U __ __

۵ مستفعلن __ __ U __

۶ مفعولن __ __ __

٧ فَعَلاتن U U __ __

٨ فَعَلن U U __

٩ مَفاعلن U __ U __

١٠ مفتعلن __ U U __

ب ارکان غیر پایانی که در پایان مصراع قرار نمی گیرند:

١ فاعلاتُ __ U __ U

٢ فَعَلاتُ U __ U U

٣ مَفاعیلُ U __ __ U

۴ مُستفعِلُ __ __ U U

۵ مَفعولُ __ __ U

۶ مَفاعِلُ U U __ U

ج ارکان پایانی که فقط در پایان مصراع می آیند:

١ فَعَل U __

٢ فَع __

آرایش ارکان عروضی گوناگون در کنار یکدیگر، "وزن ها" یا "بحرهای عروضی" را ایجاد می کند (که در دنباله ی این بحث به تفصیل معرفی خواهند شد). مثلا این مصراع شعر حافظ :" که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها" دارای وزن "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن" است که از تکرار رکن "مفاعیلن" ایجاد شده است.

مثال های زیر از جمله وزن های پرکاربرد شعر کلاسیک فارسی هستند:

فـَعـولـُن فـَعـولـُن فـَعـولـُن فَعَل (وزن حماسی شاهنامه ) :

کنون گر به دریا چو ماهی شوی / و یا همچو شب در سیاهی شوی
 مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن :

سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

 مـَفاعیلـُن مـَفاعیلـُن فـَعولُن (وزن دوبیتی و فرهاد و شیرین از نظامی):

بگفتا جان فروشی از ادب نیست / بگفت از عشق بازان این عجب نیست

 فاعـِلاتـُن فاعـِلاتـُن فاعـِلاتـُن فاعـِلـُن :

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز / بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز

قاعده ی سه اختیارهای شاعری:

وزن شعر فارسی بسیار منظم و دقیق است و نظم و تساوی هجاها در مصراع های شعر فارسی به دقت رعایت می شود و از این نظر تقطیع شعر فارسی بسیار ساده است. البته شاعر در سرودن شعر اختیارهایی دارد که به ضرورت از آن ها بهره می برد.

تبصره:

برای تعیین وزن یک شعر، تقطیع یک مصراع از آن کافی است اما چون در شعرهای فارسی اغلب از اختیارهای شاعری بهره گرفته می شود، با مقایسه ی دو مصراع یعنی از روی اختلاف هجاها، اختیارهای شاعری را به تر درمی یابیم. لذا در تقطیع، هجاهای مصراع های دوم را به ترتیب زیر هجاهای مصراع اول می نویسیم.

اختیارهای شاعری بر دو گونه است: زبانی و وزنی.

 اختیارهای زبانی شاعر:

در هر زبانی برخی از کلمات دارای دو یا گاه چند تلفظ هستند و گوینده اختیار دارد هر کدام از آن ها را که می خواهد به کار ببرد. اختیارهای زبانی بر دو گونه است:

1 امکان حذف همزه:

در فارسی اگر قبل از همزه ی آغاز هجا حرف بی صدایی بیاید، همزه را می توان حذف کرد. مثلا کلمه ی" آب" که با همزه شروع شده است، اگر پیش از آن حرف بی صدایی مانند "ر" بیاوریم، همزه را می شود حذف کرد. مثلا " در آب " را بگوییم "دراب" یا "از این" را بگوییم "ازین" یا "در آن " را بگوییم "دران".

2 تغییر کمیت حرف های صدادار:

شاعر در موارد ویژه ای می تواند به ضرورت وزن شعر، حرف صدادار کوتاه را بلند و یا حرف صدادار بلند را کوتاه تلفظ کند.

الف بلند تلفظ کردن حرف های صدادار کوتاه:

حرف صدادار کوتاه پایان کلمه را به ضرورت وزن می توان کشیده تلفظ کرد تا حرف صدادار بلند به شمار آید. همچنین کسره ی اضافه و ضمه ی عطف را می توان کشیده تلفظ کرد تا حرف صدادار بلند به شمار آید.

ب کوتاه تلفظ کردن حرف های صدادار بلند:

هرگاه پس از کلمات پایان یافته به حرف های صدادار بلند "و" و "ی" صوتی بیاید، شاعر اختیار دارد که این حرف های صدادار بلند را کوتاه تلفظ کند تا کوتاه به شمار آید. در ضمن میان دو حرف صدادار، حرف بی صدای " ی" قرار می گیرد که آن را "ی" وقایه می نامند.

 اختیارهای وزنی شاعر:

اختیارهای زبانی تنها تسهیلاتی در تلفظ برای شاعر فراهم می آورد تا به ضرورت وزن از آن بهره بگیرد.بی آن که موجب تغییری در وزن شود. اما اختیارهای وزنی امکان تغییرات کوچکی در وزن را به شاعر می دهد. تغییراتی که گوش فارسی زبانان آن را عیب نمی شمارد.

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩